خورشاه بن قباد الحسينى

28

تاريخ ايلچى نظام شاه ( فارسى )

چون به تماشاى حصار شد در ميان اسيران نظر مباركش بر آن خاتون افتاد و مضمون اين بيت كه : شعر ديدم ترا و رفت ز دست اختيار دل * آرى ز دست ديده خرابست كار دل وصف الحال حضرت شاه دريانوال آمده ، آن مخدّرهء حجرهء عصمت را به يكى از معتمدان درگاه سپرد و بعد از چندگاه سايهء همايون بر فرق آن خاتون افكنده به فحواى « فَانْكِحُوا ما طابَ لَكُمْ مِنَ النِّساءِ مَثْنى وَ ثُلاثَ وَ رُباعَ » « 1 » در حبالهء نكاح درآورد . آن بانو چون در سلك ازواج « 2 » طاهرات انخرات يافت به تاجلو خانم مخاطب شد و چندان منظور نظر عاطفت و احسان گشت كه فوقى بر آن متصوّر نبود و حضرت شاه سليمان مكان از مى وصل آن بلقيس زمان هميشه سرخوش بود و در تراضى خاطر او به غايت مىكوشيد ، چنان كه از امرا و وزرا و اركان دولت و اعيان حضرت ، هر كس « 3 » را كه مشكلى « 4 » رو مىنمود و يا مغضوب غضب شاهى مىگشت ملتجا به خانم مىشد و از آن ورطه رهايى مىيافت . الحقّ آن خاتون به صفات حميده اتّصاف داشت ؛ در افاضهء خيرات و اشاعهء حسنات و تشييد مبانى بقاع خير سعى موفور به ظهور مىرسانيد و از براى تعمير ولايت و ترفيّه حال رعيّت پيوسته حكايات دلپذير خاطرنشان حضرت شاه عالم‌گير مىكرد . قريب بيست سال بدين منوال در ظل رأفت حضرت شاه عميم النوال به سر برد « 5 » و بعد از فوت حضرت شاه دين پناه « 6 » پانزده سال ديگر در عهد دولت حضرت خلافت پناهى ، شاه طهماسب - خلد اللّه ملكه « 7 » و سلطنته - همچنان شأن و استيلا داشت و چون زمان رحلت و انتقال از اين سراى سريع الزوال نزديك شد ، در اصطخر فارس به عالم بقا خراميد * . إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ « 8 » .

--> ( 1 ) . نساء ( 4 ) ، آيه 3 . ( 2 ) . ت : ازدواج . ( 3 ) . ت : كسى . ( 4 ) . ت : مشكل . ( 5 ) . ب : زد . ( 6 ) . ت : « پناه » ندارد . ( 7 ) . ت : خلد ملكه . ( 8 ) . بقره ( 2 ) ، آيه 156 .